شعر و متن برای فوت عمو / عکس و متن برای مرگ عمو

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

شعر و متن برای فوت عمو عکس و متن برای مرگ عمو مرگ عمو,متن برای مرگ عمو,تسلیت و متن مرگ عمو,متن فوت شدن عمو,درگذشت عمو شعر برای فوت عمو

Poetry and text for deceased uncle  photos and text for uncle's death

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت فوت عمو »»»

زدم فریاد خدایا این چه رسمی است

رفیقان را جدا کردن هنر نیست

رفیقان قلب انسانند خدایا

بدون قلب چگونه می توان زیست ؟

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت فوت عمو »»»

ز هجران تو پرپر می زند دل

ز دل تنگی به هر در می زند دل

چو بلبل در فراق رویت ای گل

به دیوار قفس سرمیزند دل

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت فوت عمو »»»

گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است

می چیند آن گلی که به عالم نمونه است

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت فوت عمو »»»

این  گنج نهان در دل خانه پدرم  بود

هم بال و پرم بود و همی تاج سرم بود

هرجا که زمن نام و نشانی طلبیدند

هم  نام بلندش سند معتبرم بود

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت فوت عمو »»»

گوهر از خاک بر آرند و عزیزش دارند

بخت بد بین که فلک گوهر ما برده به خاک

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت فوت عمو »»»

گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود

گفتا چه توان کرد که تقدیر همین بود

گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود

گفتا که نگو مصلحت دوست در این بود

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت فوت عمو »»»

بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم

من به داغ تو جوان رفته زه دنیا چه کنم

بهر هر درد دوائیست به جز داغ جوان

من به دردی که بر او نیست مداوا چه کنم

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت فوت عمو »»»

جوان نازنین در خاک رفتی

از این دنیای غم، غمناک رفتی

زدی آتش به جان دوستداران

چو گل پاک آمدی و پاک رفتی

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت فوت عمو »»»

شبی از سوز دل گفتم قلم را

بیا بنویس غم های دلم را

گفتا برو بیمار عاشق

ندارم طاقت این همه غم را

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت مرگ عمو »»»

 

یه لحظه دلم خواست صدایت بکنم

گردش به حریم با صفایت بکنم

آشوب دلم به من چنین فرمان داد

در سجده بیفتم و دعایت بکنم

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت مرگ عمو »»»

کاش آن شب را نمی آمد سحر

کاش گم در راه پیک بد خبر

ای عجب کان شب سحر اما به ما

تیره روزی آمد و شام دگر

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت مرگ عمو »»»

امروز را برای بیان احساس به عزیزت غنیمت شمار

شاید فردا احساسی باشد اما عزیزی نباشد

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت مرگ عمو »»»

ارزش بودنت را همیشه از اندیشه یک لحظه نبودنت می توان فهمید

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت مرگ عمو »»»

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودک گستاخ و بازیگوش

و او یک ریز و پی در پی دمگرم خویش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند سکوت مرگبارم را

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت مرگ عمو»»»

امروز اومده بود دیدنم

با یه نگاه مهربون

همون نگاهی که سالها آرزوشو داشتمو ازم دریغ میکرد

گریه کرد و گفت دلش  واسم تنگ شده

وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت مرگ عمو »»»

شب است و آسمان را غم گرفته

سکوتم با نگاهش دم گرفته

شب است و کهکشانی در کنارم

ولی از دوریت من بیقرارم

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت مرگ عمو »»»

امشب این خانه عجب حال و هوایی دارد

گپ زدن با در و دیوار صفایی دارد

همه رفتند از این خانه بجز غم

باز این یار قدیمی چه وفایی دارد

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت مرگ عمو »»»

من آن شمعم که شبها در شبستان تو می سوزم

به ظاهر شاد و در باطن ز هجران تو می سوزم

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت مرگ عمو»»»

زندگی کن!

حتی اگر بهترینهایت را از دست دادی

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر برایت می سازد

««« متن|شعر|مطلب| برای تسلیت مرگ عمو »»»

بگو فایز که دشتی تیرو تارِن

بیو مفتون که دلها سوگوارِن

خداوندا بکن یاری، زبس غم پر شرارِن

که ای دل سی سوز شروه هم بی قرارِن

ارسال نظر