فلسفه ي وجودي گنبد و گلدسته در مساجد

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

فلسفه ي وجودي گنبد در مساجد فلسفه ي وجود گلدسته در مساجد دلیل گنبد و گلدسته در مساجد دلایل گنبد و گلدسته در مساجد علت گنبد و گلدسته در مساجد

Dome and minarets of mosques philosophy

متأسفانه هنوز بعضي از معماران عزيز از فلسفه گنبد و گلدسته، اطلاع ندارند؛ هنوز از رمز پردازيهاي مسجد، بي خبرند؛ هنوز نمي دانند که محراب، نمادي در غار حراست و هنوز … و آن وقت براي طراحي مسجد، قلم مي زنند.

گزيده اي از کتاب نکاتي کاربردي در معماري مساجد (تأليف سيد تقي کاظميان) پيامبر گرامي اسلام (ص)، پس از هجرت و ورود به مدينه، با کمک اصحاب و ياران خود، اقامتگاهي بسيار ساده که ديوار آن به ارتفاع 5/3 متر و از خشت خام بر روي لايه اي از سنگ بود، که بعدها به دو برابر افزايش يافت. به دليل تابش شديد آفتاب، دو سايبان از شمال و جنوب حياط زده شد. ستون هاي سايبان ها از تن درخت خرما و پوشش آنها، برگهاي درخت خرما، حصير و پوست حيوانات بود. اين، بناي ابتدايي مسجد النبي بود. در کنار همين مسجد، منزل همسران پيامبر (ص) قرار داشت.

پيامبر گرامي اسلام (ص) پس از رحلت در يکي از اطاق هاي همسران خود به خاک سپرده شد. رسول خدا (ص) در اوايل هجرت، علاوه بر اين مسجد، مسجد ديگري به نام قبا بنا کرد. مسجد النبي به منزله ي مسجد جامع شهر مدينه بود و در آنجا به امامت پيامبر اکرم (ص) نماز جمعه برگزار مي شد. غير از اين دو مسجد، 9 مسجد ديگر در محله هاي مختلف، به ياري و کمک حضرت رسول (ص) ساخته شد که در آنها نماز جماعت اقامه مي شد و با اذان بلال، در آنها نماز مي خواندند. بي شک اولين طراح و معمار مسجد در اسلام، پيامبر اکرم (ص) بوده است. رسول خدا(ص)، به ساخت مساجد قبيله ها کمک مي کردند. خانه ي پيامبر اکرم (ص) که پس از رحلتش فقط محل عبادت شده بود، به تدريج به صورت الگوي اصلي همه مساجد اوليه اسلام درآمد اين مساجد، داراي قسمت سرپوشيده تقريباً عميقي در طول ديوار قبله بودند و اطراف ديوراها نيز رواق هايي و جود دات که تأمين کننده ي سايباني براي مردم بود. مسجدها، ابتدا عاري از هر گونه زيور و تزئينات بودند. شکل و طرح هندسي آنها مربع و مربع مستطيل بود که بعدها در ساختن بسياري از مساجد و حتي مساجد امروزي، مورد استفاده قرار گرفت. به طور کلي، نياز به مسجد، بيشتر از هر عامل ديگري، نظير وسعت، تزئينات و … مورد توجه رسول خدا (ص) و يارانش بود.

 

مسجد، حصاري از خشت خام بود ه حريم امت و مظهر ايمان و اعتقاد بود و چند اتاق براي پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) و حياطي براي پذيرفتن پيروان و نيز داراي دو قسمت سرپوشيده بود که قسمت وسيع تر، نمايانگر ديوار قبله بود و به همين جهت، به مجموع بنا در رابطه با جهان بيرون و درون، وجهه اي مقدس مي داد. قسمت سايه دار، تقدس بيشتري داشت و متوجه قطبي مذهبي بود و سرانجام منبري براي پيامبر که هنگام ايراد خطبه و پذيرفتن بيگانگان بر آن قرار گرفت. به اين ترتيب، پيامبر اکرم (ص) ، اصحاب و خلفا و پيروانش، هرگز به زيبايي اين بنا نينديشيده بودند و بي ترديد، چنين مفهومي نيز براي آنان متصور نبوده است. به گمان آنان، همه ي زيبايي هاي جهان، در زبان شگفتي آور قرآن مجيد خلاصه مي شد. بر اساس بشارت و اميدي که رسول گرامي اسلام به مسلمانان آن دوره بخشيده بود، اعراب با شدت و سرعت از سرزمين هاي نياکان خود خارج شده، با وحدت هر چه تمامتر، تحت لواي الله اکبر، سپاهيان نيرومند ساساني را در نهاوند شکست دادند و بازماندگان ساساني تار و مار شدند؛ اما با تسلط اسلام، زندگي سخت نشد؛ بلکه زندگي روزمره ي حکومت محلي و برخي هنرها، مطابق معمول مدت زيادي ادامه يافت و عناصر بنيادي فرهنگ ساساني، مدت ها رواج داشت، فاتحين اسلامي، هيچ سبک معماري را عرضه نکردند؛ زيرا نداشتند که عرضه کنند و به اين ترتيب، معماري ساساني تا مدتي تداوم يافت. دستاورد ايران اسلامي، اين بود که اين شکل هاي نيرومند را تهذيب کرد و توانايي آنها را تا حد يک معماري زيبا رشد داد و در نتيجه، آثاري سبک تر، احساسي تر، متنوع تر و مؤثر تر از پيشينيان پديد آمد. اصل مسجد سازي و اين که مسلمانان به عظمت و شکوه مسجد اهميت مي دادند، از آيات قرآن و سخنان پيامبر اکرم (ص) و روش آن حضرت سرچشمه مي گيرد و فرهنگ مسجد، برخاسته از متن اسلام و تعاليم آن است.

مساجدي را که رسول خدا(ص) ساخت و يا در ساخت آنها شرکت و يا نظارت کرد، خيلي ساده و بي آلايش بودند و هيچ گونه نقش و نگاري در آنها به کار نرفته بود. بعد از رحلت رسول خدا (ص) که مسلمانان غني و ثروتمند شدند و تمدن اسلامي گسترش يافت. مساجدي با شکوه و زيبا به وجود آمد و همه نوع هنر و صنعت در آنها به کار رفت. ائمه اطهار (ع) همه دستشان باز نبود تا در زمان خود و به مقتضاي زمان خود مساجدي بسازند تا الگو شود. چند سالي هم که امير المؤمنين (ع) خلافت ظاهري داشت، چندان از زمان رسول اکرم (ص) نگذشته بود و شرايط خيلي عوض نشده بود و علاوه بر اين به خاطر فتنه ناکثين، مارقين و قاسطين، وي چندان فرصت نيافت تا به عمران و آباداني بپردازد و مسجدي بسازد.

رواياتي از پيامبر (ص) در نهي از بلند ساختن مساجد و زينت کردن آنها با طلا وارد شده است و اين موجب شده است که هميشه در ميان مسلمانان و مؤمنان و پيروان اهل بيت پيامبر (ص) شبهه باشد که آيا اين مساجدي که بعد از پيامبر و به دست خلفا و دست اندرکاران خلافت جور ساخته شده است، با اصول اسلام و تعاليم آن همخواني دارند يا نه و پيوسته از کيفيت بناي مسجد پيامبر مي پرسيدند و ائمه اطهار (ع) ، چندان حساسيتي نشان نمي دادند و مي فرمودند: شما کار نداشته باشيد و در اين مساجد، نمازتان را بخوانيد. علي بن جعفر نقل مي کند که از برادرش حضرت امام موسي کاظم(ع) درباره نماز در مساجدي که ديوارهاي آن نقش دارد و در قبله اش آياتي از قرآن يا احاديثي از پيامبر نوشته شده، سؤال کرد و امام (ع) در جواب فرمود: «که نماز در اين نوع مساجد، اشکال ندارد.»

شخصي از اصحاب امام صادق (ع) دباره ي نماز در مساجد تصوير دار ونقش دار، سؤال کرد و حضرت در جواب فرمود: «من اين گونه مساجد را دوست ندارم؛ ولي اکنون اشکال ندارد. هنگامي که قائم قيام کند، خودش مي داند که با اين مساجد چه کار کند.» بدين ترتيب، مخالفت جدي از ائمه (ع) درباره گسترش کيفي مساجد ديده نمي شود؛ البته نسبت به طلاکاري و نقاشي تصوير داراي روح در ديوار مساجد، فقيهان فتوا به حرمت داده اند و در بعضي از روايات، نهي از بلندي مناره ها شده است و علما هم به کراهت بلندي مناره فتوا داده اند. با توجه به سيره ي ائمه (ع)، مي توان فهميد که آن حضرات به طور کلي با اين نوع مساجد مخالف نبودند و گاهي که در موارد جزئي انحرافي بوده، اشاره مي کردند؛ چنان که حضت علي(ع) دستور داد که مناره مسجدي را در کوفه خراب کردند. هنوز قرن اول هجري به پايان نرسيده بود که براي مسجد النبي مناره و مأذنه ساختند، بدين ترتيب بعضي از اشکال معابد مانند مأذنه و گنبد، وارد معماري مساجد شد و به تدريج، گنبد و مناره سمبل و نشانه مسجد گشت. البته اين چنين نبود که مسلمانان با اقتباس گنبد و مناره از ديگر اديان، مانند مسيحيان، زرتشتيان و يهوديان، مقهور معماري آنها گردند؛ بلکه آنها به گونه اي به ترويج اسلام راستين پرداختند که اديان ديگر آتشکده ها و معابد خود را به مسجد تبديل مي کردند و معماران خوش ذوق مسلمان، مخصوصاً ايرانيان، سبکي نوين، متفاوت و ماندگار به وجود آوردند. ايرانيان برخلاف کشورهاي عربي که متأثر از معماري يوناني بودند، راه خود را کاملاً متمايز کردند.

کشورهاي عربي، براي پوشاندن درگاه ها و نيم گنبدها، از قوس هاي نيم دايره و هلالي که به قوس رومي معروف بود، استفاده کردند و ايرانيان قوس هاي ايراني را که اکثراً تيزه دار و يا به عبارتي جناغي هستند، به کار بردند. از اين رو در تمام بناهاي معروف ايران، قوس هاي رايج نعل اسبي و يا قوس هاي گنگره دار و دالبري، مشاهده نمي شود. با توجه به وسعت و گسترش ايران بزرگ در آن زمان و ارتباطات و مشاهدات مختلف، بايد بخشي از اين تأثير گذاري را امروز در معماري ايران شاهد باشيم؛ ولي هنرمندان و معماران با سليقه ي ايراني به هيچ وجه حاضر نشدند حتي براي نمونه، از قوس هاي رايج عربي استفاده کنند. با ملاحظه ي گنبدهاي کشورهاي اسلامي، مشاهده مي شود که گنبد هاي مساجد ساير کشورهاي اسلامي، نمي توانند همپاي گنبدهاي زيباي ايراني باشند. انتخاب رنگ فيروزه اي، با نقوشي اسليمي و يا طرحهاي هندسي ساده، ولي با شکوه، جلال و ابهت خاصي به گنبدهاي ايراني داده است؛ حتي گنبد خاکي مسجد جامعه اصفهان که به نام گنبد تاج الملک معروف است و فاقد هر گونه پوشش کافي اتس، نمونه اي دقيق و حساب شده از طرح و ساختمان يک گنبد ايراني است. گنبدهاي زيباي ايراني در پهن دشت شهرهاي کويري، مانند يزد و کاشان و در شهري مانند اصفهان، همانند نگين هايي فيروزه اي و ستاره هايي درخشان، در ميان بناهاي کرم رنگ آجري و يا کاهگلي مي درخشند. تناسبات گلدسته ها و مناره ها و سردر ايوان ها با گنبد، از يک هماهنگي موزون برخوردار است؛ به نحوي که بيننده، هيچ کدام را بر ديگري ترجيح نمي دهد؛ بلکه همه اين مجموعه را به صورت واحد مي نگرد. در مکاتب معماري، شاخص ها و عناصري وجود دارند که نماينده و بيانگر اهداف اصلي آن مکتب مي باشند و در حقيقت، اين شاخص ها يا مونومان ها، تعريف کننده هويت بنا، ساختمان و اشخاص استفاده کننده از آن هتسند که در يک نگاه مفهوم را مي رسانند.

اين مونومان ها، در همه ي مکاتب عموماً و در مکتب مونومانتاليسم خصوصاً، تا آن جايي پيش رفته که به صورت شاخص هاي شهري و سازماني نيز مطرح هستند و نگرشبه آنها، تداعي کننده آن شهر يا سازمان و يا آن مجموعه مي باشد؛ مثلاً با ديدن برج ايفل، همه ما به فکر پاريس مي افتيم و با ديدن ديوار چين به ياد کشور چين و با ديدن اهرام ثلاثه، به ياد کشور مصر مي افتيم. البته نبايد معاني والاي گنبد و گلدسته را با مونومان هاي ديگر، يکي دانست؛ ولي همين گنبد و گلدسته است که با يک نگاه ، معاني الله، نماز و عبادت را در ذهن تداعي مي کند.

 

گنبد در مکتب معماري مسلمانان، معنايي از هدف و جايگاه رسيدن به هدف، يعني الله را دارد. کارشناسان براي گنبد و گلدسته که يکي از اصلي ترين رمز پردازي ها در مساجد است، رموز و دلايل خاصي را مطرح کرده اند؛ بعضي مي گويند که گنبد مانند سرانسان است و دو گلدسته، مانند دو دست که به حالت التجا و التماس و خواهش در کنار سر، رو به آسمان و رو به ذات اقدس الهي بلند شده است؛ مانند کسي که دست هايش را در جلوي سر و صورت، حتي از سر بالاتر هم برده است و دعا مي کند گرچه اين تشبيه جالبي است، امام فلسفه ي اصلي گنبد و گلدسته، فراتر از اين است و علاوه بر اين، اهل تسنن که يک گلدسته در مساجد مي سازند ، مطلب فوق را تا حدي بي اعتبار مي کند. بعضي از صاحب نظران، گلدسته ها را عامل ايستايي و ايستادگي در کنار ايوان هاي بلند، براي حفظ ايوان ها مي دانند تا از در رفتگي ايوان ها جلوگيري شود. گرچه وجود گلدسته ها تا حدودي براي حفظ ايوان ها بي تأثير نيست، ولي دليل اصلي اجراي گلدسته، آنهم دو تا نمي باشد؛

زيرا ما ايوان هاي رفيع و بسيار بلندي را مي بينيم که بدون داشتن گلدسته در کنارشان، صدها سال بدون هيچ عيبي دوام آورده و حتي تعداد زيادي زلزله را هم پشت سر گذاشته اند؛ مانند ايوان بلند شبستان اصلي مسجد امام کرمان، ايوان هاي بلند حضرت ثامن الحجج(ع) در مشهد در واقع، معمار خوش ذوق و متبحر ايراني، با گذاشتن پايه هايي قطور، آن هم به طور مخفي، در کنار ايوان هاي بلند نياز خود را در مواقع غير ضروري، آن هم به صورت ارزان تر، حل نموده است.

پس اين مطلب هم نمي تواند دليل اصلي اجراي گلدسته ها باشد. عده اي ديگر گنبد و گلدسته را شاخص هايي بلند براي ديد، شکوه سازي و راهنمايي از دور دانسته اند؛ ولي آن چه در بحث گنبد و گلدسته بايد در نظر داشت، اين است که طبق نظر پيش کسوتان معماري، ايده آل قضيه در عناصر معماري اين است که هر عنصري در معماري، بايد هم عملکرد و هم زيبايي داشته باشد. مطالب فوق، گرچه لازم و تا حدي درست است، ولي کافي نيست و دلايل ديگري مکمل دليل اخير است و از طرفي، اگر تنها چنين باشد، فقط يک تک مناره هم مي تواند مسئله ديد و راهنمايي به طرف مسجد را حل کند و ديگر نيازي به ساخت گنبد و مناره اي ديگر نيست. بعضي ديگر، گنبد و گلدسته را براي قبله يابي مي دانند در مکتب تشيع، خطر عمود منصف بر خط واصل دو گلدسته را ، تأمين کننده جهت قبله مي دانند. در مکتب معماري اهل تسنن، خط گذرا از گنبد و گلدسته (تک گلدسته)، جهت قبله را معلوم خواهد کرد. رمز پردازي فوق، درست است و در بسياري از جاها، اجرا گرديده است؛ اما هنوز علت دو گلدسته بودن در مذهب تشيع و تک گلدسته بودن در مذهب تسنن ارائه شده است.

صحت مطلب فوق را در چند مورد ذکر مي کنم تا به دقت نظر معماران خوش ذوق ايراني توجه شود. در حرم مطهر حضرت معصومه(س)، گر چه گلدسته هاي با شکوه و بلند کنار ايوان آيينه آن حضرت در صحن اتابکي ، به عنوان پرتناسب ترين و زيباترين گلدسته هاي دنيا، چشم هر بيننده اي را خيره مي کند، ولي اينها گلدسته هاي اصلي نيستند که ترکيب فوق گنبد را تشکيل دهند؛ بلکه گلدسته هاي اصلي، همان دو گلدسته کوتاهتري هستند که در دو صحن عتيق (صحن کهنه) کنار ايوان طلا قرار دارند و با ترکيب گنبد، جهت قبله را تعيين مي کنند. اتفاقاً معمار با سليقه، کلاهک بالاي اين دو گلدسته را هم طلا کرده است تا همخواني و با هم کارکردن اين گلدسته ها را با گنبد نشان دهد. (شکل 3) نمونه هاي ديگر، گنبد و گلدسته آقا امام حسين (ع) و آقا حضرت عباس(ع) در کربلا مي باشند که معمار خوش ذوق صفوي، به گونه اي بسيار زيبا و ماهرانه، کج بودن قبله نسبت به بين الحرمين را حل کرده است و با نماد گنبد و گلدسته ، جهت قبله را به خوبي به زائرين نمايانده است. اجراي کج حرمين، دليلي جز اين مطلب نداشته است. والا براي او بسيار راحت تر و زيبنده تر بود که گلدسته ها را در جهت بين الحرمين در طرف دو حرم قرار دهد. (شکل 4)

همان گونه که گفته شد، گنبد و گلدسته، شاخص و مونومان و از رموز مساجد مي باشند. گنبد مونوماني از هدف، يعين خداست و گلدسته ها، مونوماني از دو يار واقعي خدا، دو آفريده کامل حق، يعني محمد و علي مي باشند. در روايت داريم که پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود: يا علي! کسي خدا را نشناخت؛ جز من و تو. کسي تو را نشناخت؛ جز خدا و من و کسي مرا نشناخت؛ جز خدا و تو. حال گنبد و گلدسته ، يعني خدا و محمد و علي کنار هم قرار گرفته اند. همان گونه که محمد(ص) و علي (ع) در کنار خدا معنا مي يابند، گلدسته هم در کنار گنبد معناي گلدسته و دسته گل مي گيرد. بدون گنبد، مناري بيش نيست؛ حتي اگر دو عدد باشد. در مذهب تسنن که حساسيت بر روي مولاي متقيان علي (ع) دارند تک گلدسته مي گذارند؛ يعني فقط گنبد و يک گلدسته (الله و محمد(ص)). هر چه از مناطق شيعه نشين به سمت مناطق سني نشين مي رويم، مي بينيم که از تعداد مساجد دو گلدسته کاسته و بر تعداد مساجد تک گلدسته اي افزوده مي شود. به همين خاطر است که تأکيد مي شود که علاوه بر رعايت و حفظ معاني قبلي گنبد و گلدسته، به ويژه جهت قبله، حتماً و به طور مؤکد ، مسئله ي دو گلدسته اي بودن رعايت گردد تا حتي از فاصله هاي بسيار دور هم نوع مذهب ديگري به وسيله اين عناصر معماري تداعي نگردد. اين سه عنصر را حرکتي نمادين براي بيان اين مهم مي دانند. به اين لحاظ، در مکتب تشيع، اگر تمکن مالي وجود ندارد، بايد فقط گنبد ساخته شود؛ چون گنبد بدون گلدسته، باز معناي خود را دارد که معناي آن ازلي بودن خداوند است؛ ولي گلدسته بدون گنبد، معنايي ندارد؛ يعني محمد(ص) و علي(ع)، در کنار خداوند و با او هستند که معنا مي گيرند و تمام ارزش محمد (ص) ون علي(ع) و مکتب و مذهبشان، اتصال کامل به حق تعالي است و اگر تمکن مالي وجود دارد، حتماً دو گلدسته ساخته شود. متأسفانه در عصر ما هستند معماراني که بدون هيچ اطلاعي از رمزپردازي هاي مسجد، در تعداد گلدسته ها و جهت آنها، اشتباه مي کنند و هستند کساني که هنوز نمي دانند که محراب در معماري ايراني، نمادي از غار حراست و خيلي چيزهاي ديگر را نمي دانند؛ ولي دست به طراحي ظريف ترين و پرمغزترين فضاي معماري مي زنند.

چرا بايد در قم که مرکز مذهب تشيع است، مساجد تک گلدسته اي ساخته شوند؟ چرا بايد در اين شهر مساجدي بزرگ احداث گردند که حتي جهت قبله در آنها و در عناصر آنها رعايت نگرديده است و يا تک گلدسته اي هستند؟ چرا بايد در مهد مشتاقان علي(ع) گلدسته هاي مسجد امام حسن عسگري(ع) با سبک معماري اهل تسنن مجوز ساخت بگيرند و در حال اجرا باشد؟ چرا بايد بعضي از مراکز حساس ايران با چهار گلدسته در اطراف، اجرا گردد؟ مگر معماران يادشان رفته که چهار و شش مناره، تداعي کننده فهرنگ بيزانسي است که اول بار سيناس پاشا، معمار يوناني الاصل مسيحي براي ساخت مساجد عثماني ها به کار گرفت. به طور کلي، اعراب و ترک ها از هنرهاي تجسمي، نقاشي و معماري، بهره زيادي نداشتند. با چنين زمنيه اي، معماري هنري بود که يوناني ها، سوري ها، قبطي ها و ايرانيان متخصص آن بودند. و به اين ترتيب ، هنگامي که اميري مقتدر مي خواست بنايي ايجاد کند و حاضر به پرداخت مبلغ زيادي هم بود، طبيعتاً افرادي را فرا مي خواند که برجسته ترين معماران زمان آن بودند. شهرت معماران و هنرمندان يوناني، ايراني، سوري و قبطي، در مصر به حدي زياد بود که مسلماً فرمانروايان ترک يا عرب، به معماران خود بسنده نمي کردند و از معماران ديگر نيز بهره مي گرفتند.

اين گزينش، هنوز ادامه هم دارد و از راه مسابقات بين المللي يا مراجعه مستقيم امراي عرب به معماران غربي انجام مي گيرد. با وجود معماري يوناني چون سينان پاشا، تحولي بزرگ در بناهاي عثماني در قسطنطنيه و ادرنه به وجود آورد، شبستان ها شکل مربع به خود گرفتند و گنبدها بزرگتر و بلندتر شدند. و چهار يا شش مناره نيز در اطراف بنا به وجود آمد و بناها ابتدا هشت ضعلي و سپس به دايره تبديل شدند. سينان از معماران بزرگ دوره عثماني است که يوناني الاصل و مسيحي بود و در سپاه عثماني خدمت مي کرد. سه مسجد شاهزاده و سليمانيه شهر ادرنه، دو نيم گنبد شمالي و جنوبي را حذف و به جاي آن، چهار گنبد اضافه کرد؛

سينان در اين مسجد، چهارمناره را در چهار گوشه ي شبستان جاي داد. شايد ذهن و طبع حق ستيز و بهانه جوي بعضي از معماران غير متعهد و ناآگاه بگويد که چرا معماران ايراني در مرقد مطهر کاظمين، چهار گنبد ايجاد کرده اند و بعضي هم در جواب به طور ناآگاهانه بگويند که چون در آن مکان مقدس، دو امام، يعني حضرت امام موسي کاظم (ع) و حضرت امام محمد تقي (ع) به خاک سپرده شده اند؛ چهار گلدسته گذاشته اند. در جواب بايد گفت که به هيچ وجه، چنين نيست؛ مگر در سامرا، دو امام بزرگوار نداريم؛ پس چرا آن جا دو گلدسته است وچهار گلدسته نيست. دليل اين است که در کاظمين دو گنبد داريم و چهار گلدسته، يعني هر گنبد با دو گلدسته آن هم در جهت قبله کار مي کند و در سامرا، فقط يک گنبد داريم؛ پس دو گلدسته نياز بوده است که همان اجرا گرديده است. به طور کلي، درست است که گنبد اولاً علامتي براي مسجد (نقش مونوماني و معنايي و شکوه سازي) دارد و ثانياً براي نورگيري کافي مسجد مفيد است و ثالثاً، پوششي استاتيکي، مقاوم و مناسب براي دهانه بزرگ است و رابعاً فضايي کافي براي هواي مناسب ايجاد مي کند تا هنگام ازدحام، مشکلي پيش نيايد و از طرفي گلدسته، اولاً نقش مونوماني و معنايي و شکوه سازي و جهت يابي قبله و مأذنه دارد، ولي نبايد به گنبد و گلدسته، صرفاً به عنوان عناصر تأسيساتي و يا سازه اي نظر نمود؛ بلکه بايد حق گنبد و گلدسته را در معماري اسلامي – ايراني شناخت و از رمز پردازي هاي مسجد و ديگر مسائل کاربردي آن آگاه بود و آن گاه دست به طراحي مساجد زد.

ارسال نظر