اعمال مخصوص سحرگاهان

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

اعمال مخصوص سحرگاهان اعمال مخصوص سحرگاهان ماه مبارک رمضان اعمال ماه مبارك رمضان اعمال سحرگاهی در ماه رمضان نجواهای سحرگاهی اعمال ویژه سحرگاهان ماه رمضان

اعمال مخصوص سحرگاهان

در اعمال سحرهاى ماه مبارک رمضان امورى مستحب است:

1)ـ خوردن سحرى; که در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است که خوردن سحرى را ترک نکنید; هرچند یک عدد خرما باشد.[1]
در روایت دیگرى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: فرشتگان براى کسانى که در سحرها، طلب آمرزش مى کنند و سحرى مى خورند، استغفار مى کنند.[2]
2)ـ خواندن سوره «إنّا أنزلناه» به هنگام خوردن سحرى; در روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که هر مؤمنى، در وقت افطار و خوردن سحرى، این سوره را بخواند، در میان این دو وقت ثواب شهیدان را دارد.[3]
3)ـ خواندن دعاى سحر
این دعا که داراى مضامین ارزشمند و بیانگر عظمت اوصاف الهى است، انسان را در مسیر کمال معنوى و سیر و سلوک الى اللّه بسیار کمک مى کند و توجّه به معانى آن، معارف توحیدى ناب و خالص را به ما مى آموزد. درباره این دعاى باعظمت، از امام رضا(علیه السلام) نقل شده که فرمود: این دعا را امام باقر(علیه السلام) در سحرهاى ماه مبارک رمضان مى خواند و مى فرمود: اسم اعظم الهى در آن است و در سرعت اجابت دعا بسیار مؤثّر است. این دعا در مفاتیح موجود می‌باشد.[4]

4)- دعاى ابوحمزه ثمالى[5]

دعاى ابوحمزه ثمالى که در سحرگاهان ماه رمضان خوانده مى شود، از مضامین و محتواى بسیار بلندى برخوردار است که اگر کسى اندکى آمادگى روحى داشته باشد و با توجّه، این دعا را بخواند، به یقین در عمق وجودش نورانیّت خاصّى وارد مى شود و در دل و جانش انقلابى ایجاد مى کند.

دعاى ابوحمزه ثمالى علاوه بر آن که یک دوره درس خداشناسى را در بر دارد، راه و رسم بندگى و طریق انابه و توبه و بازگشت به پروردگار را به ما مى آموزد.

ابوحمزه ثمالى مى گوید: امام زین العابدین(علیه السلام) در طول شب هاى ماه رمضان بیشتر شب را به نماز مى ایستاد و چون هنگام سحر فرا مى رسید، این دعا را مى خواند.[6]
5)ـ مختصرترین دعاى سحر(دعاى بسیار پرمحتوا)
یا مَفْزَعى عِنْدَ کُرْبَتى، وَیا غَوْثى عِنْدَ شِدَّتى، اِلَیْکَ فَزِعْتُ، وَبِکَ
اى پناهگاهم در هنگام غمزدگى و اى دادرسم در هنگام سختى و دشوارى به درگاهت زارى کنم و به تو
اسْتَغَثْتُ، وَبِکَ لُذْتُ، لا اَلُوذُ بِسِواکَ، وَ لا اَطْلُبُ الْفَرَجَ اِلاَّ مِنْکَ، فَاَغِثْنى
استغاثه کنم و به تو پناه آرم و بجز تو به دیگرى پناه نبرم و گشایش را جز از تو نخواهم پس بدادم برس
وَ فَرِّجْ عَنّى، یا مَنْ یَقْبَلُ الْیَسیرَ، وَ یَعْفُو عَنِ الْکَثیرِ، اِقْبَلْ مِنِّى الْیَسیرَ،
و گشایشى به من ده اى که بپذیرى (طاعت) اندک را و بگذرى از (گناه)بسیار بپذیر از من (طاعت) اندک را
وَاعْفُ عَنِّى الْکَثیرَ، اِنَّکَ اَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ ایماناً
و بگذر از (گناه) بسیار که براستى تو آمرزنده و مهربانى خدایا از تو ایمانى خواهم که
تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَیَقیناً حَتّى اَعْلَمَ اَنَّهُ لَنْ یُصیَبنى اِلاَّ ما کَتَبْتَ لى،
همیشه دلم با آن همراه باشد و یقینى خواهم که (بدان وسیله) بدانم که چیزى به من نرسد جز آنچه برایم نوشته اى
وَ رَضِّنى مِنَ الْعَیْشِ بِما قَسَمْتَ لى، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، یا عُدَّتى فى
و خشنودم کن از زندگى به همان که نصیبم کرده اى اى مهربانترین مهربانان اى ذخیره ام در
کُرْبَتى، وَ یا صاحِبى فى شِدَّتى، وَ یا وَلِیّى فى نِعْمَتى، وَیا غایَتى فى
غمندگى و اى یار همراهم در سختى و اى سرپرستم در نعمت و اى منتهاى شوق و
رَغْبَتى، اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتى، وَ الاْمِنُ رَوْعَتى، وَ الْمُقیلُ عَثْرَتى، فَاغْفِرْ
رغبتم تویى پوشاننده زشتیهایم و امان بخش هراس و دلهره ام و چشم پوش لغزشم پس بیامرز
لى خَطیئَتى، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.[7]
خطایم را اى مهربانترین مهربانان.
6)ـ خواندن این تسبیحات، که در کتب معتبر آمده است:
سُبْحـانَ مَنْ یَعْلَمُ جَوارِحَ الْقُلُوبِ، سُبْحانَ مَنْ یُحْصى عَدَدَ الذُّنُوبِ،
منزه است آن که مصیبات و تأثرات دلها را داند منزه است آن که شماره گناهان را دارد
سُبْحانَ مَنْ لا یَخْفى عَلَیْهِ خافِیَةٌ فِى السَّماواتِ وَالاَْرَضینَ، سُبْحـانَ
منزه است آن که چیزى در آسمانها و زمینها بر او پنهان نماند منزه است
الرَّبِّ الْوَدُودِ، سُبْحـانَ الْفَرْدِ الْوِتْرِ، سُبْحانَ الْعَظیمِ الاَْعْظَمِ، سُبْحـانَ
پروردگار مهرپیشه منزه است یکتاى یگانه منزه است خداى بزرگ و بزرگتر منزه است
مَنْ لا یَعْتَدى عَلى اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ، سُبْحانَ مَنْ لا یُؤاخِذُ اَهْلَ الاَْرْضِ
آن که ستم بر اهل کشور خود نکند منزه است آن که نگیرد زمینیان را
بِاَلْوانِ الْعَذابِ، سُبْحـانَ الْحَنّانِ الْمَنّانِ، سُبْحـانَ الرَّؤوفِ الرَّحیمِ،
به عذاب رنگارنگ منزه است احسان بخش پرنعمت منزه است خداى رؤوف مهربان
سُبْحـانَ الْجَبّارِ الْجَوادِ، سُبْحـانَ الْکَریمِ الْحَلیمِ، سُبْحـانَ الْبَصیرِ
منزه است خداى مقتدر بخشنده منزه است (خداى) بزرگوار بردبار منزه است (خداى) بیناى
الْعَلیمِ، سُبْحـانَ الْبَصیرِ الْواسِعِ، سُبْحـانَ اللهِ عَلى اِقْبالِ النَّهارِ،
دانا منزه است بیناى وسعت بخش منزه است خدا هنگام آمدن روز
سُبْحـانَ اللهِ عَلى اِدْبارِ النَّهارِ، سُبْحـانَ اللهِ عَلى اِدْبارِ اللَّیْلِ وَاِقْبالِ
منزه است خدا هنگام رفتن روز منزه است خدا در وقت رفتن شب و آمدن
النَّهارِ[8]، وَلَهُ الْحَمْدُ وَالْمَجْدُ وَالْعَظَمةُ وَالْکِبرِیآءُ، مَعَ کُلِّ نَفَس وَکُلِّ طَرْفَةِ
روز و از آن اوست ستایش و شوکت و بزرگى و کبریا با هر نفس کشیدن و هر
عَیْن، وَکُلِّ لَمْحَة سَبَقَ فى عِلْمِهِ، سُبْحانَکَ مِلاَْ ما اَحْصى کِتابُکَ،
چشم به هم زدن و هر اشاره اى که در علم او گذشته است منزهى تو به پُرى آنچه کتاب تو احصا کند
سُبْحانَکَ زِنَةَ عَرْشِکَ، سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ سُبْحانَکَ.[9]
منزهى تو هموزن عرشت منزهى تو، منزهى تو، منزهى تو.

————————————–

پی‌نوشت‌ها:
[1]. همان مدرک، صفحه 82.
[2]. همان مدرک.
[3]. همان مدرک، صفحه 83.
[4]. اقبال، صفحه 76.
[5]. سبب نامگذارى این دعا به «ابوحمزه ثمالى» به خاطر آن است که راوى این دعا از امام زین العابدین7، ابوحمزه ثمالى است.
ابوحمزه ثمالى که نامش «ثابت بن دینار» است، از یاران مورد اعتماد امامان بزرگوار: بوده است، بنا بر نقل عالم معروف علم رجال «نجاشى»، وى به محضر چهار تن از ائمّه، از امام سجّاد تا امام کاظم: رسیده و از آنان روایت کرده است; «ابوحمزه ثمالى» از بهترین راویان شیعه و مورد اعتماد کامل علماى امامیّه است. امام صادق7 درباره وى فرمود: ابوحمزه، در عصر خویش مانند سلمان است (معجم رجال الحدیث، جلد 4، صفحه 292).
[6]. این دعا را شیخ در مصباح المتهجّد، صفحه 582 و سیّد بن طاووس در اقبال، صفحه 67 آورده اند. مرحوم علاّمه مجلسى نیز در بحارالانوار، جلد 95، صفحه 82 آن را نقل کرده است. ما این دعا را مطابق نسخه مصباح نقل مى کنیم و اگر در نسخه هاى متداول، بر اساس دیگر کتب جملاتى آمده که در مصباح نیست، در پاورقى متذکّر مى شویم.
[7]. اقبال، صفحه 82 و بحارالانوار، جلد 95، صفحه 100 .
[8]. در اقبال این جملات نیز آمده است: «سُبحان الله على اِقبال النّهارِ و اِدبار اللّیل، سبحان الله على اِقبال النَّهارِ و اِقبالِ اللّیل».
[9]. اقبال، صفحه 82 و بحارالانوار، جلد 95، صفحه 100 .

ارسال نظر